فوم به ماده‌ای گفته می‌شود که از به دام افتادن حباب‌های گاز در یک مایع یا جامد تشکیل می‌شود. این ساختار سبک و متخلخل در کاربردهای گوناگونی از جمله عایق‌سازی، بسته‌بندی، ضربه‌گیری و ساخت‌وساز به کار می‌رود. انواع مختلفی از فوم‌ها (پلیمری مانند پلی‌یورتان یا پلی‌استایرن، و حتی فوم‌های فلزی) وجود دارند که هر یک خواص ویژه‌ای برای کاربردهای صنعتی خاص ارائه می‌کنند. پودر نیز به جامدی خرد شده و ذرات‌ریزی گفته می‌شود که به صورت توده‌ای جریان‌پذیر است. پودرها نقشی حیاتی در صنایعی چون داروسازی، مواد شیمیایی، متالورژی پودر و چاپ سه‌بعدی دارند. به عنوان مثال، فرایند متالورژی پودر در تولید قطعات پیچیده در صنایع خودروسازی و هوافضا بسیار حائز اهمیت است و در این حوزه به عنوان یک فناوری کلیدی شناخته می‌شود. گستره‌ی کاربرد وسیع فوم‌ها و پودرها در صنایعی مانند خودروسازی، ساخت‌وساز، پزشکی و هوافضا نشان‌دهنده‌ی اهمیت تحقیق و توسعه‌ی مستمر روی این مواد است. تحقیق و توسعه (R&D) در این حوزه با هدف بهبود خواص، کارایی و ایجاد عملکردهای جدید در فوم‌ها و پودرها صورت می‌گیرد تا نیازهای روزافزون صنایع نوین برآورده شود.

فناوری‌نانو در بهبود ویژگی‌های فوم‌ها و پودرها

ورود فناوری‌نانو به عرصه‌ی مواد فومی و پودری موجب تحولاتی چشمگیر در ویژگی‌های آن‌ها شده است. افزودن نانومواد به فوم‌ها می‌تواند خواصی نظیر استحکام مکانیکی، پایداری حرارتی، رسانایی الکتریکی و حتی خواص عملکردی ویژه را بهبود دهد. برای نمونه، پژوهشگران با تزریق نانوذرات اکسیدآلومینیوم در فوم بتن توانسته‌اند پایداری ساختاری فوم را افزایش داده و مقاومت فشاری بتن کفی را نزدیک به ۷۹٪ ارتقاء دهند. در این روش نوآورانه، نانوذرات به عنوان پایدارکننده‌ی کف عمل کرده و با تقویت ساختار سلولی، مشکل سنتی کاهش مقاومت در بتن‌های سبک کف‌دار را برطرف کرده‌اند. به طور مشابه، در فوم‌های پلیمری نیز اضافه کردن نانومواد کربنی (مانند نانولوله‌های کربنی یا گرافن) شبکه‌ای مستحکم و گاهی رسانا در داخل ساختار فوم ایجاد می‌کند که بهبود چشمگیری در خواص مکانیکی و الکتریکی ماده به دنبال دارد. افزون بر بهبود خواص فیزیکی، نانومواد می‌توانند عملکردهای جدیدی به فوم‌ها و پودرها ببخشند. برای مثال، تزریق نانوذرات فلزی و اکسیدفلزی در فوم پلی‌یورتان رویکردی نویدبخش برای تولید مواد آنتی‌باکتریال در آینده است؛ به این ترتیب فوم‌ها در مصارفی مانند تجهیزات پزشکی یا فیلترها می‌توانند خواص ضدمیکروبی داشته باشند. در حوزه‌ی پودرها نیز بهره‌گیری از مواد نانوساختار باعث ارتقای کارایی شده است. ترکیب پودرهای فلزی/سرامیکی با ساختار نانو (به عنوان مثال در آلیاژهای پیشرفته) موجب دستیابی به سختی و مقاومت بیشتر در قطعات تولیدشده می‌شود. به طور کلی، توسعه‌ی پودرهای جدید با حضور نانوساختارها یکی از زمینه‌های مهم R&D است که می‌تواند خواص نهایی محصولات را به طور چشمگیری بهبود دهد.

توسعه نانوحسگرها و ادغام آن‌ها با مواد فومی و پودری

نانوحسگرها حسگرهای بسیار کوچکی در ابعاد نانومتری هستند که به دلیل اندازه‌ی کوچک، از دقت و حساسیت بسیار بالایی برخوردارند. پیشرفت فناوری‌نانو امکان ساخت حسگرهایی را فراهم کرده که می‌توانند در مقیاس ماده (مثلاً درون یک قطعه فوم یا میان ذرات پودر) تعبیه شوند. با افزودن نانومواد رسانا به ساختار فوم، می‌توان یک شبکه‌ی حسگری خودذات ایجاد کرد. به عنوان نمونه، اگر نانولوله‌های کربنی یا گرافن به فوم پلیمری اضافه شوند، این نانوفیلرها لایه‌ای رسانا در فوم تشکیل می‌دهند که تحت فشار یا تغییر شکل، سیگنال الکتریکی آن تغییر می‌کند. بدین ترتیب فوم به عنوان یک حسگر فشار عمل می‌کند و می‌تواند نیروی واردشده را در لحظه تشخیص دهد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ساختار متخلخل فوم ضمن حمایت مکانیکی، بستر بسیار مناسبی برای توزیع این نانوحسگرهای رسانا است و حساسیت بالایی در سنجش فشار حاصل می‌شود. علاوه بر حسگرهای فشاری، نانوحسگرهای دیگری نیز قابل ادغام در مواد هستند؛ مانند حسگرهای دما، رطوبت یا شیمیایی در ابعاد میکرو و نانو که می‌توان آن‌ها را به صورت ذرات پودری هوشمند درآورد. مفهومی به نام “غبار هوشمند” یا Smart Dust مطرح شده که در آن تعداد بی‌شماری حسگر کوچک (اغلب در حد میکرومتر) به صورت ذرات پخش‌شدنی ساخته می‌شوند. این ذرات/حسگرهای پودری را می‌توان در محیط پراکنده کرد یا درون مواد کامپوزیتی گنجاند تا یک شبکه‌ی حسگری گسترده و خودکار برای پایش عوامل محیطی یا ساختاری شکل گیرد. هرچند Smart Dust هنوز در مراحل اولیه‌ی تحقیقاتی است، اما بیانگر جهت‌گیری کلان آینده در ادغام حسگرهای نانومقیاس با مواد به منظور ایجاد سیستم‌های هوشمند و خودپایش است.

کاربردهای صنعتی نوین نانوحسگرهای فومی و پودری

ادغام فناوری‌نانو و حسگرها با مواد فومی و پودری در سال‌های اخیر به کاربردهای نوینی در صنایع مختلف منجر شده است:

پزشکی و بهداشت

در حوزه‌ی پزشکی، پانسمان‌ها و فوم‌های هوشمند با توانایی پایش شرایط زخم و بدن توسعه یافته‌اند. برای مثال، در پانسمان‌های پیشرفته از نانوحسگرهایی استفاده می‌شود که می‌توانند علائم عفونت یا وضعیت ترمیم زخم را به‌صورت برخط پایش کنند. این نانوحسگرهای تعبیه‌شده در ماتریس پانسمان قادرند تغییرات عوامل زیستی (مانند pH، دما یا حضور باکتری‌ها) را حس کرده و قبل از شدت یافتن عفونت یا مشکل، هشدار دهند. به این ترتیب امکان مداخله‌ی درمانی فوری و شخصی‌سازی‌شده فراهم می‌شود که می‌تواند بهبود زخم را تسریع کند. افزون بر این، در سیستم‌های دارورسانی پودری نیز نانوحسگرها می‌توانند نقشی کلیدی ایفا کنند؛ به طور مثال، ذرات نانومتری حسگری طراحی شده‌اند که در کنار دارو وارد بدن شده و در صورت تغییر غیرعادی در وضعیت بیمار (مثل بالا رفتن گلوکز یا نشانگرهای التهابی) سیگنال ارسال کرده یا آزادسازی دارو را کنترل می‌کنند. هرچند این قبیل کاربردها هنوز در مرحله تحقیقاتی هستند، اما نمایانگر همگرایی فناوری نانوحسگر با بیومتریال‌ها برای ساخت ابزارهای پزشکی هوشمند در آینده نزدیک است.

ساخت‌وساز و زیرساخت‌ها

در صنعت ساخت‌وساز، مواد ساختمانی خود-حسگر به عنوان راهکاری برای پایش سلامت سازه‌ها مورد توجه‌اند. فناوری‌نانو امکان ایجاد بتن‌ها و فوم‌های ساختمانی هوشمندی را فراهم کرده که می‌توانند تنش‌ها، ترک‌ها یا سایر آسیب‌های ساختاری را خودشان تشخیص دهند. به عنوان نمونه، با افزودن مقدار معینی نانولوله‌ی کربنی به بتن (که خود متشکل از پودر سیمان است) یک بتن خودحسگر ساخته شده است. این بتن هوشمند از خاصیت پیزومقاومتی بهره می‌برد؛ بدین صورت که مقاومت الکتریکی شبکه‌ی نانولوله‌ها درون بتن متناسب با میزان فشار یا کشش وارد بر سازه تغییر می‌کند. آزمایش‌ها نشان داده‌اند که مقاومت الکتریکی چنین کامپوزیتی تقریباً متناسب با سطح تنش فشاری تغییر کرده و لذا می‌تواند به عنوان سنسور تنش/کرنش عمل کند. این ویژگی امکان پایش بی‌وقفه‌ی سلامت پل‌ها، ساختمان‌ها و سایر سازه‌های بتنی را فراهم می‌آورد، بدون نیاز به نصب حسگرهای مجزا روی سطح سازه. علاوه بر بتن، در مصالح سبک‌تر ساختمانی نظیر پانل‌های فومی عایق نیز می‌توان حسگرهای نانو را ادغام کرد تا مثلاً تغییرات رطوبت یا دما در دیواره‌های ساختمان به شکل لحظه‌ای رصد شود. چنین ساختمان‌های هوشمندی در آینده می‌توانند به طور خودکار وضعیت ایمنی و انرژی را مدیریت کرده و در صورت بروز مشکل (مثلاً نشت رطوبت در عایق یا ضعف ساختاری) هشدار دهند.

هوافضا و صنایع پیشرفته

در صنایع هوافضا، نیاز به مواد فوق‌سبک، مقاوم و هوشمند بیش از هر جای دیگری احساس می‌شود. فوم‌های نانوساختار کربنی مانند گرافن فوم یا نانوfoam کربنی، به دلیل چگالی بسیار پایین و رسانایی بالا، گزینه‌هایی جذاب برای کاربردهای هوافضا هستند. برای مثال، گرافن مزواسفنج یک ماده‌ی فومی سه‌بعدی از گرافن تک‌لایه است که ساختار متخلخل آن سطح ویژه بسیار بالا همراه با دوام، الاستیسیته و رسانایی چشمگیر فراهم می‌کند. این ماده‌ی جدید می‌تواند به عنوان الکترودهای فوق سبک در خازن‌ها، پیل‌های سوختی و باتری‌های نسل آینده استفاده شود و در هواپیماها یا فضاپیماهای الکتریکی به کاهش وزن و افزایش کارایی سیستم‌های انرژی کمک کند. از سوی دیگر، ترکیب حسگرهای نانومقیاس با این مواد، امکان پایش شرایط پرواز و سلامت سازه‌ی هواگرد را مهیا می‌سازد. برای نمونه، حسگرهای فوق نازک گرافنی توسعه یافته‌اند که می‌توان آن‌ها را بر روی سطوح منحنی نصب یا اسپری کرد و برای پایش دما در قطعات الکترونیکی و باتری‌های هواپیما به کار گرفت. این حسگرهای گرافنی به دلیل ضخامت اندک، اضافه‌وزن ناچیزی ایجاد می‌کنند اما قابلیت نظارت گسترده روی سطوح وسیع (مثل بدنه یا بال) را دارند. انتظار می‌رود در آینده، قطعات ترکیبی فوم-حسگر در هوافضا برای مانیتورینگ ارتعاشات، تنش‌های سازه‌ای و شرایط محیطی (دمای بدنه، غلظت گازهای نشتی و غیره) به کار روند تا ایمنی و کارایی پرواز به حداکثر برسد.

خودرو و حمل‌ونقل

در صنعت خودرو نیز مواد هوشمند نانوفومی کاربردهای متنوعی پیدا کرده‌اند. یکی از نمونه‌های پیشرفته، صندلی‌های خودرو مجهز به حسگرهای فشار تعبیه‌شده در فوم صندلی است. پژوهشگران با به‌کارگیری حسگرهای سیلیکونی MEMS در داخل فوم پلی‌یورتان صندلی، تشک‌هایی ساخته‌اند که می‌توانند توزیع فشار بدن سرنشین را به دقت اندازه‌گیری کنند. این فناوری برای پایش وضعیت راننده به کار رفته است؛ به‌طوری که تغییرات الگوی نشستن یا فشار بدن راننده می‌تواند به عنوان شاخصی از خستگی یا خواب‌آلودگی وی تعبیر شود. در تحقیقات اخیر، یک آرایه‌ی ۳×۳ از حسگرهای فشار سیلیکونی داخل فوم صندلی جایگذاری شد و توانست حرکات بدن راننده (نظیر جابه‌جا شدن یا تکان خوردن) را به خوبی تشخیص دهد. این سیستم با سایر فناوری‌های نظارتی (مثل دوربین) ترکیب می‌شود تا یک راهکار جامع برای مانیتورینگ راننده ارائه دهد. کاربرد دیگر این فوم‌های حسگر در خودروها، تشخیص خودکار حضور سرنشین و توزیع وزن برای تنظیم ایربگ و کمربند ایمنی است؛ بدین صورت که تشک صندلی هوشمند می‌تواند وجود کودک یا بزرگسال را تشخیص داده و سیستم ایمنی خودرو را متناسب با آن تنظیم کند. به طور کلی، چشم‌انداز آینده‌ی خودروها شامل به‌کارگیری گسترده‌ی مواد هوشمند نانوساختار در بخش‌های مختلف (از تایرها گرفته تا بدنه و کابین) است که ایمنی، راحتی و کارایی را ارتقا می‌دهند.

چالش‌های تحقیقاتی و فنی

با وجود پیشرفت‌های چشمگیر، ادغام نانوفناوری و حسگرها با مواد فومی و پودری با چالش‌های متعددی روبروست. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، مقیاس‌پذیری و تولید انبوه این مواد پیشرفته است. ساخت نانوحسگرهای پیچیده و توزیع یکنواخت آن‌ها در حجم زیادی از فوم یا پودر به فرآیندهای تولید دقیق و کنترل‌شده‌ای نیاز دارد که هزینه‌بر و زمان‌بر هستند. چالش دیگر، پایداری و اطمینان‌پذیری حسگرها در شرایط عملیاتی واقعی است. حسگرهای نانومتری باید ضمن حفظ حساسیت بالا، در برابر نویزهای محیطی، تغییرات دما و رطوبت، و گذر زمان پایدار باشند. برای مثال، یک حسگر نانویی تعبیه‌شده در فوم صندلی خودرو باید میلیون‌ها سیکل فشار و ارتعاش را بدون افت کارایی تحمل کند. همچنین یکپارچه‌سازی سیگنال و انرژی برای شبکه‌ای از نانوحسگرها خود چالشی بزرگ محسوب می‌شود؛ جمع‌آوری داده از صدها یا هزاران حسگر کوچک و تامین توان آن‌ها (در صورت نیاز به منبع انرژی) مستلزم نوآوری در الکترونیک و مدیریت انرژی است. در کنار این موارد، استانداردسازی و مسائل مقرراتی نیز مطرح‌اند. فناوری‌های جدید نانویی اغلب خارج از چارچوب‌های استاندارد موجود هستند و تدوین پروتکل‌های آزمون، ایمنی و تاییدیه‌های قانونی برای آن‌ها زمان‌بر است. به عنوان نمونه، استفاده از مواد نانویی در صنایع غذایی یا پزشکی نیازمند اطمینان از غیرسمی بودن و سازگاری زیستی آن‌هاست که باید مطابق با الزامات سختگیرانه‌ی سازمان‌های نظارتی اثبات شود. هزینه‌ی بالا یکی دیگر از موانع فعلی است؛ مواد نانوساختار (مانند نانولوله‌های کربنی با خلوص بالا یا حسگرهای MEMS پیشرفته) هنوز نسبتاً گران هستند و این موضوع می‌تواند سرعت تجاری‌سازی و به‌کارگیری وسیع آن‌ها را کاهش دهد. در مجموع، برای فائق آمدن بر این چالش‌ها، رویکردهای تحقیقاتی میان‌رشته‌ای مورد نیاز است تا مهندسان مواد، الکترونیک و متخصصان دیگر با همکاری یکدیگر راه‌حل‌هایی برای تولید ارزان‌تر، افزایش دوام حسگرها، و تدوین استانداردهای ایمنی و بازیافت ارائه دهند.

آینده‌پژوهی: روندهای آینده و تأثیرات اقتصادی و زیست‌محیطی

چشم‌انداز آینده‌ی فوم‌ها و پودرهای پیشرفته با نانوحسگرهای هوشمند بسیار هیجان‌انگیز و تحول‌آفرین است. انتظار می‌رود با رشد سریع فناوری‌نانو، این حوزه در دهه‌ی پیش‌رو گسترش قابل توجهی یابد. گزارش‌های صنعتی نشان می‌دهند بازار جهانی نانوحسگرها در حال رشد پرشتاب است و طی سال‌های ۲۰۲5 تا ۲۰۳۴ حدوداً دو برابر خواهد شد. همچنین بازار نانومواد کربنی (که نقشی کلیدی در این محصولات دارند) پیش‌بینی می‌شود از حدود ۵.۸ میلیارد دلار در ۲۰۲4 به ۶۶ میلیارد دلار در ۲۰۳۴ برسد که نشان‌دهنده‌ی نرخ رشد سالانه بیش از ۲۷٪ است. این ارقام حاکی از آن است که تبنی اقتصادی فناوری‌نانو در صنایع مواد شتاب خواهد گرفت و سرمایه‌گذاری روی مواد هوشمند افزایش می‌یابد. از نظر فنی، روند آینده به سمت مواد چندکاره‌ی هوشمند خواهد بود؛ موادی که نه تنها ساختاری سبک و مستحکم دارند، بلکه قادرند وضعیت خود و محیطشان را نیز احساس کرده و اطلاعات را مخابره کنند. برای مثال، می‌توان تصور کرد پل‌هایی ساخته شوند که بتن آن‌ها مملو از حسگرهای نانویی است و به صورت لحظه‌ای ارتعاشات، تنش‌ها و نشانه‌های خوردگی را گزارش می‌کند. یا بسته‌بندی‌های فومی مواد غذایی که با نانوحسگرهای تعبیه‌شده، دمای داخلی و فساد ماده‌ی غذایی را رصد کرده و از راه بی‌سیم به خریدار یا تولیدکننده اطلاع می‌دهند. چنین سیستم‌های هوشمندی به افزایش ایمنی، کاهش ضایعات و بهینه‌سازی مصرف منابع منجر خواهند شد.

از منظر زیست‌محیطی نیز این فناوری دو جنبه دارد. در جنبه‌ی مثبت، مواد سبک‌تر و هوشمند می‌توانند بهره‌وری انرژی را بالا ببرند (مثلاً خودروهای سبکتر سوخت کمتری مصرف می‌کنند و سازه‌های پایش‌شونده عمر بیشتری خواهند داشت). همچنین نانوحسگرها می‌توانند برای پایش محیط‌زیست به کار روند؛ برای نمونه سنجش لحظه‌ای آلودگی هوا و آب با حسگرهای پودری پخش‌شده در محیط امکان‌پذیر می‌شود که داده‌های ارزشمندی برای حفاظت محیط‌زیست فراهم می‌آورد. در جنبه‌ی چالش‌برانگیز، حضور نانومواد در محصولات مصرفی می‌تواند دغدغه‌هایی درباره‌ی بازگردانی و بازیافت آن‌ها ایجاد کند؛ زیرا وجود نانوساختارهای خاص در ترکیب مواد ممکن است فرآیند بازیافت را پیچیده کند یا در صورت رها شدن در طبیعت، اثرات ناشناخته‌ای بر اکوسیستم داشته باشد. خوشبختانه روند رو به رشدی در جهت نانوفناوری سبز شکل گرفته است؛ به طوری که پژوهشگران به دنبال سنتز نانومواد به روش‌های زیست‌سازگار و حتی تولید مواد نانوکامپوزیت قابل‌تجزیه هستند. برای مثال، توسعه‌ی نانوپوشش‌های هوشمند زیست‌تخریب‌پذیر برای بسته‌بندی مواد غذایی آغاز شده که ضمن فراهم کردن خواص محافظتی عالی، پس از مصرف بدون آسیب زیست‌محیطی تجزیه می‌شوند. همچنین استفاده از مواد بازیافتی برای تولید نانومواد (مانند تبدیل ضایعات پلاستیک به نانولوله‌ی کربنی) از رویکردهای جدیدی است که هم به کاهش هزینه‌ی تولید کمک می‌کند و هم ردپای زیست‌محیطی را کمتر می‌نماید.

با نگاهی به آینده، می‌توان انتظار داشت که تحول دیجیتال و فناوری‌نانو بیش از پیش در هم ادغام شوند. سامانه‌های مبتنی بر اینترنت اشیاء (IoT) داده‌های جمع‌آوری‌شده توسط این نانوحسگرهای پراکنده در مواد را تحلیل کرده و برای بهبود عملکرد یا جلوگیری از حوادث به کار خواهند گرفت. همچنین پیشرفت در هوش مصنوعی امکان تفسیر خودکار حجم عظیمی از داده‌های حسگری را فراهم می‌کند و سیستم‌های پیش‌بینی‌کننده‌ی قدرتمندی برای تعمیر و نگهداری پیشگیرانه ایجاد خواهد کرد. بدین ترتیب، ترکیب مواد هوشمند با تحلیل هوشمند، انقلابی در صنعت ۴.۰ و شهرهای هوشمند ایجاد می‌کند. از منظر اجتماعی-اقتصادی، گسترش این فناوری می‌تواند صنایع سنتی مانند ساختمان‌سازی، خودروسازی و پزشکی را دستخوش تغییر کند؛ شرکت‌ها و کشورهایی که در تحقیق و توسعه‌ی این حوزه سرمایه‌گذاری کنند، از مزیت رقابتی و رشد اقتصادی بالاتری برخوردار خواهند شد. در مقابل، لازم است سیاست‌گذاری‌ها و آموزش نیروهای انسانی نیز متناسب با این تغییرات تکامل یابد تا نیروی کار مهارت‌دیده برای تولید، نصب و نگهداری این سیستم‌های پیشرفته فراهم باشد.

نتیجه‌گیری

ورود نانوفناوری و حسگرهای هوشمند به عرصه‌ی فوم‌ها و پودرهای پیشرفته، نویدبخش نسلی جدید از مواد با کارکردهای ترکیبی است. در این مقاله دیدیم که چگونه نانوذرات می‌توانند ضعف‌های ذاتی مواد متخلخل را برطرف کرده و حتی قابلیت‌های کاملاً جدیدی به آن‌ها بیفزایند؛ از فوم‌های سبک ولی مستحکم گرفته تا بتن‌هایی که خودشان را سلامت‌سنجی می‌کنند و پانسمان‌هایی که حال بیمار را زیر نظر دارند. تحولات کلیدی این حوزه شامل توسعه‌ی نانوحسگرهای بسیار کوچک و حساس، روش‌های یکپارچه‌سازی آن‌ها با ماتریس مواد، و ایجاد کاربردهای میان‌رشته‌ای در صنایع مختلف است. هرچند چالش‌های فنی، اقتصادی و مقرراتی قابل توجهی بر سر راه تحقق کامل این فناوری وجود دارد، مسیر تحقیقات آینده روشن به نظر می‌رسد. سرمایه‌گذاری روی تولید مقیاس‌پذیر نانومواد، بهبود دوام و کالیبراسیون حسگرهای نانویی، و تدوین استانداردهای بین‌المللی برای استفاده‌ی ایمن از این مواد، از جمله پیشنهادات مهم برای پژوهشگران و سیاست‌گذاران است. همچنین پیشنهاد می‌شود تحقیقات بیشتری روی جنبه‌های زیست‌محیطی انجام شود تا از ابتدا اصول طراحی سبز و چرخه‌ی عمر در توسعه‌ی این مواد لحاظ گردد. به طور خلاصه، نانوحسگرهای هوشمند در فوم‌ها و پودرهای پیشرفته نمایانگر همگرایی مهندسی مواد، الکترونیک و علم داده‌ها هستند و با تداوم تلاش‌های تحقیقاتی، می‌توانند انقلابی در بهبود کیفیت زندگی، ایمنی صنایع و بهره‌وری منابع رقم بزنند. آینده‌ای را متصور شوید که در آن مواد اطرافمان با ما «سخن می‌گویند» و وضعیت خود را گزارش می‌کنند؛ این آینده با شتاب در حال نزدیک شدن است و دستاوردهای سال‌های اخیر گام‌های استواری در این مسیر بوده‌اند.